تبليغاتX
★ஜ سکوت شبஜ ★

★ஜ سکوت شبஜ ★

زندگی ... تو چه بی رحمانه زیبایی ܓܨܓܨ

HOMEPAGE

E-MAIL

      

همیشه دوست داشتم بلبلی بودم و زیباترین ترانه ها را برایت می سرودم...

یا اینکه نویسنده ای بودم و بهترین داستان ها را برایت می توشتم...

و یا اینکه پروانه ای بودم و گرد شمع وجودت می چرخیدم...

ولی افسوس و صد افسوس!

نه بلبلی هستم...

نه نویسنده ای...

و نه پروانه ای...

بلکه تنها وجود ناتوانی هستم که تو را بیش از همه دوست می دارم...

تو را بیش از همه دوست می دارم...

دوست می دارم...

با همه وجودم... 

 

دوستی یک حادثه  

وجدایی یک قانون

بیا حادثه آفرین

و قانون شکن باشیم  

یک نفر ...

                یک جایی ...

                                      تمام رویاهاش لبخند توست ..

                                                                                  و زمانی که به تو فکر می کنه ...

....احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه ....

پس هر گاه احساس تنهایی کردی ...

                                                      این حقیقت رو به خاطر داشته باش ...

...یک نفر....

...یک جایی ...

....در حال فکر کردن به توست ....  

زندگی مثل یه دیکته است... من می نویسم پاک می کنم...

بازم  می نویسم غافل از اینکه یه روز می گن ورقه ها بالا...

 

love is some thing silent but it can be louder than every thing when it talks... 

اگر در کهکشانی دور               دلی یک لحظه در صد سال

یاد من کند .بی شک                           دل من در تمام عمر

در تمام لحظه هایم                   به یادش می تپد پر شور...

 

 پس از مرگم ای زیبا نگارم             بیا با جمع یاران بر مزارم

سر قبر من مسکین  گذر کن               هنوز زیر خاک چشم انتظارم

کاش غمت بودم تا نیمه شبها مرا به سینه می فشردی و احساسم می کردی

کاش امیدت بودم تا نمی خواستی مرا از دست دهی

کاش نیازت بودم تا به من احتیاج داشتی.

بعد از مرگم به گورم بيا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کني زيرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بريزي زيرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ريخت هرگاه شمعي را در حال سوختن ديدي مرا به ياد آور هرگاه ترانه غم انگيزي شنيدي آنرا به ياد من زمزمه کن زيرا من هر کجا که باشم به ياد تو خواهم بود

 

شبی از درد دل گفتم قلم را

  بيا بنويس غمهای دلم را

  قلم گفتا برو بيچاره عاشق

   ندارم طاقت اين بار غم را

 

مواظب افکارت باش که گفتارت می شه .

مواظب گفتارت باش که رفتارت  می شه .

مواظب رفتارت باش که  عادتت می شه .

مواظب عادتت باش که  شخصیتت می شه . 

مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت  می شه ...

این متن رو که خوندی از امام علی(ع) بود

وسعت دنياي هر کس به اندازه وسعت انديشه اوست.

: دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است(دكتر شريعتي)

متين ترين کلمه عشق است . جذاب ترين کلمه آشنايي است. پاک ترين کلمه وجدان است. تلخترين کلمه جدايي است. زشت ترين کلمه خيانت است. سخت ترين کلمه تنهايي است. بدترين کلمه بي وفايي است. بهترين كلمه تويي...

دعایی میکنم هرشب که از یادم رود مهرش.........ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 10:41 توسط ♥مریم♥ |

به نام خدایی که اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد

در توفان زندگی ، باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است

هر انساني لبخندي از خداست ، تقديم به تو كه زيباترين لبخند خدايي

 دنیا آنقدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، به جای

آنکه جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید... 

(چارلی چاپلین)

علی ع) : هر آنچه را که می بینید نباید به زبان آورید پس وای به

روزی که نبینی و بگویی...

     

                                                   

عبرت ها چه فراوانند و عبرت پذیرفتن ها چه اندک  ...(علی ع )

تسخیر یك كشور بزرگ از تسخیر قلب كوچك یك دختر آسانتر است (ناپلئون بناپارت)

دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است..(علی ع )

درد عشقی کشیده ام که مپرس

                      زهر هجری چشیده ام که مپرس

اگرچه نزد شما تشنه ي سخن بودم/ کسي که حرف دلش را نگفت من بودم/ دلم براي خودم تنگ ميشود، آري/ هميشه بي خبر از حال خويشتن بودم/ نشد جواب بگيرم خستگي هايم را/ هر آنچه شيفته تر از پي شدن بودم/ چگونه شرح دهم عمق خستگي ها را؟/ اشاره اي کنم، انگار کوه کن بودم...

گاهی سکوت بیش از تمام حرفها مقصود را بیان میکند (منتسکیو )

 با پول می توان جسم و حتی کمی احترام دیگران را خرید . ولی عشق را نمی توان.(لئویوسکایا )

         جامه وقتی فرزانگی می یابد که خواندن کار روزانه اش باشد ( سقراط  )

    بسيار نادرند كلماتي كه ارزششان بيشتر از سكوت باشد. (هانري دومونتر)

    آدمی راامتحان به کرداربایدکرد نه بگفتار چه اکثر مردم زشت کردارونیکو گفتار(فیسا غورث حکیم )

     در عالم دو چیز از همه زیباتر است آسمانی پر ستاره و وجدانی آسوده ( کانت  )

     تدبیر همیشه بر شمشیر غالب است ( ناپلئن  )

   افتخار در خشک کردن قطره اشک است نه در جاری ساختن سیل خون   ( بایرن  )

    کسی که ازحقيقت آگاهی ندارد نادان ،وآنکه ازحقيقت آگاه است، ولی دانائی خود را انکار ميکند يک جنايتکار است . (برتولت برشت)

      دنبال كسي نگرد كه بتوني باهاش زندگي كني !دنبال كسي بگرد كه بدونه اون نتوني زندگي كني؟

    اگر نا اميد باشيد ، فقط هدف را باخته ايد ، اما آدم مردد هم هدف را مي بازد و هم زمان را…

    همه چيز در پايان خوب است. اگر خوب نباشد بدانيد که هنوز به نقطه پايان نرسيده است

    شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد (ولتر)

    بهتر است غرورتان را به خاطر کسي که دوستش داريد از دست بدهيد تا اين که او را به خاطر غرورتان از دست بدهيد

    حقیقت واقعی در سکوت نهفته است ( پابلو پیکاسو  )

    اگر خاموش باشي تا ديگران به سخندت آرند بهتر است ،تا اينكه در حال سخن گفتن باشي و ديگران خاموشت كنند. (ارسطو)

    هر کس در طلب خیر و سعادت دیگران باشد  بالاخره سعادت خودش را هم بدست خواهد اورد   ( افلاطون  )                                                                             

         

                                                                                                                 

 سفید = ساکت /   آبی = گوشه گیر /   سیاه = مشکوک /   قرمز = گرم /   صورتی = عاشق/

سبز= دوست داشتنی /  ارغوانی =  زیبا /    قهوه ای = سرد /  نارنجی = باهوش

به نظر تو من چه رنگی هستم ؟؟؟ منتظر جوابتم

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 11:1 توسط ♥مریم♥ |

نمي خوام بگم دوستم داشته باش چون مي دونم دوستم نداري.... نمي خوام بگم عاشقتم چون مي دونم عاشق يکي ديگه اي..... نمي خوام بگم براي من باش چون مي دونم سهم يکي ديگه اي.... نمي خوام بگم با من حرف بزن چون مي دونم با من حرفي واسه گفتن نداري.... فقط ميگم ...منو ببخش...منو ببخش چون عاشقت شدم....نمي بخشمت ....بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت.... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ...

اگه مي تونستم مجازاتت كنم مجبورت ميكردم همون هندازه كه دوست دارم دوسم داشته باشي

دل بيقرار است براي شنيدن جمله
دوستت دارم 


دل به دوستت دارمي فکر ميکند

که نميداند براي او گفته شده است

يا به هواي کسي ديگر به او

اما آن دل ديوانه بداند

دوستت دارمي که برايش

خرج شد

از تمام وجود بود

براي تمام وجودش

هديه اي که که در آن

هم آغوش بود

هم بوسه

هم زندگي

آري

ديوانه مباش تا

همه بدانند

 

..دیروز
باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ...
و اما امروز...
              باز باران بي ترانه...
باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه...
مي خورد بر مرد تنها...
        مي چکد بر فرش خانه...
باز مي آيد صداي چک چک غم...
باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده...
                                  نمي دانم...
نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟...
                         نمي فهمم...
چرا مردم نمي فهمند که آن کودک...
که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد...
    کجاي ذلتش زيباست؟!

 

تمام کساني که

بغضي در گلويشان نهفته است

دوستت دارم دوستت دارم

يه نفر... يه جايي ... يه وقتي... تمام آرزوش لبخند تو بود . پس يه جايي... يه وقتي ... با يک لبخند يادش کن

رسم بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي کودکانه?هنوز نشمرده بودم رفتي و چنان ناپيدا که براي هميشه به دنبالت سرگردان و آواره شدم?لعنت به اين بازي بچگانه?لعنت

اینم تقدیم به دختر عمه های مهربونم (فاطی و نسرین )

با اینکه ازم دورن ولی همیشه در قلب من بودن و هستن.

از راه دور می بوسمتون.

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 2:8 توسط ♥مریم♥ |

 

تو مستاجر قلب منی . اگرچه اجاره  رو دیر میدی ولی هیچوقت بیرونت نمی کنم...

 

اگه گفتی این چیه؟

      >->o

      نخیر، از غم دوریت بیهوش نشدم، دارم آفتاب می گیرم برنزه شم.

پیام بازرگانی جدید کانون فرهنگی آموزش . . . یانگوم : یانگوم لی هستم ، رتبه اول قصر ، از بدو تولد در ازمونهای کانون شرکت می کردم

:معنی علامت ها:

@

دورت بگردم

?

گوشم با شماست

*

ستاره زندگی منی

#

اسیرتم

W

تاج سرمی

VΛVΛ

بالا بری پائین بیای دوست دارم

روی دیوار نوشتم، بارون پاکش کرد . برات نامه نوشتم، پستچی گمش کرد . روی برگ نوشتم، آفتاب خشکش کرد . حالا اس ام اس می دم که بدونی دوست دارم . امیدوارم مخابرات بازی در نیاره.

براي هزارمين بار پرسيد:تاحالا شده من دلت را بشكنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گفتم نه هيچ وقت!!! تا مبادا دلش بشكنه

تا اینجا که خوندید سفارشات نگین جونم بود .(نگین امیدوارم خوشت بیاد)

  زندگی


زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت


حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی

جدایی سخت است نه به سختی تنهایی

 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

 

اشک ها و خنده ها

کفتار و تمساحی بر ساحل رود نیل با یکدیگر بر خورد کردند و هر یک با دیگری احوال پرسی کرد.

کفتاربه سخن در آمد و گفت:

آقا چگونه روز خود را سپری نمودی؟

تمساح پاسخ داد و گفت :آن را در بدترین حال گذراندم.

گاه هم بر درد ها وسختی ها می گریم. موجودات گرداگرد من همیشه می گویند:"این اشک تمساح است."

و این گفته ها بی اندازه مرا رنج می دهد.

کفتار به او گفت: تو درباره ی رنج ها و سختی ها یت سخن می گویی اما یک لحظه هم درباره ی من بیاندیش .

من زیبایی و شگفتی و معجزات جهان را می نگرم و با خوشحالی به روز می خندم اما اهل بیشه می گویند:

این خنده ی کفتار است.

(اینم از جبران خلیل جبرانه )

 

از فرش فروشي مزاحمتون ميشم اجازه ميدين دلمو فرش زير پاتون کنم تا هيچ جا جز دل من پا نذارين؟ 

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن 

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:26 توسط ♥مریم♥ |

 

دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است- دكتر علي شريعتي

چارلي چاپلين به دخترش: هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است. وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند. (دکتر علی شریعتی)

هميشه هر چيزی را که دوست داری به دست نمی آوريم پس بياييد آنچه را که به دست می آوريم دوست بداريم

دیشب چک عشق تو را به بانک محبت بردم باز هم حسابت خالی بود.این بار چک را اجرا گذاشتم تا حکم قلبت را بگیرم

سه راه پولدار شدن:

بابات برات پول در بیاره

بابای مردم رو برای پول در بیاری

بابات در بیاد تا پول در بیاری 

نیلوفر تنها گلی که برای زنده موندن باید دور یک گل بپیچه .... اجازه هست  نیلوفر زندگیت بشم ؟

!

 

 d.o.m.n.p.r)ino faghat negin mifahme

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 14:10 توسط ♥مریم♥ |

در یکی از روز ها زیبایی و زشتی در ساحل دریا با یکدیگر بر خورد کردند.

هر یک به دیگری گفت:آیا می خواهی شنا کنی؟

آنگاه هر دو جامه هایشان را از تن در آوردند و شنا کردند.

اندکی بعد زشتی به ساحل بازگشت و جامه ی زیبایی را به تن کرد و به راه خود رفت.

زیبایی نیز از دریا بیرون آمد اما جامه اش را نیافت و از برهنگی شرمگین شد لذا جامه ی زشتی را بر تن کرد

و به راه خود رفت.

از آن روز به بعد هر گاه مرد ها و زن ها با آن روبرو می شدند به اشتباه می افتادند.

اما عده ای بودند که به رغم جامه ای که  زیبایی بر تن داشت چهره ی او را می شناختند و عده ای نیز چهره ی

زشتی را می شناختند هر چند  جامه ای دیگر  بر تن داشت و اشتباه نمی کردند.

 

این نوشته اثر جبران خلیل جبران است.(از کتاب سرگشته)

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 13:42 توسط ♥مریم♥ |

کریسمس مبارک.......

* * * * *به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم * * * * *

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از ‏دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها، موفقيت و شانس. ‏سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان واقعي

البته بگم من دوستای خوب زیادی دارم...

نگین جون..

دنیز جون..

و...

امیدوارم که از لحظاتی در این وبلاگ هستید لذت کافی را ببرید

پلکتو ببند . . . . . حالا باز کن, باز کردی؟ چقدر طول کشید؟ همینقدر هم نمیتونم دوریتو تحمل کنم

 

ممنون که سر زدی

راستی نظر یادت نره

مخلص همتونم هستم.

خط بالا به خط پایینی نگاه کرد و عاشق شد و در همین موقع بود که معلم یاضی فریاد زد که دو خط موازی هیچ گاه  به هم نمیرسن

آخ دیرم شد من می رم  نظر یادتون نره..

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 1:49 توسط ♥مریم♥ |

سلام ودو صد بدروود بروبکس دخترانه ...(بچه های اطهران)

خب خووب هستین؟ در سلامتی کامل به سر میبرین هووووو؟!!!چی کارا میکنین خوشین که... خانواده خوبن ؟

*** گريه در چشمان من طوفان غم دارد ولي *** لبخند بر لب ميزنم تا كس نداند درد من ***

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:

روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....

داستان جالبیه من که خوشم اومد ..شما رو نمی دونم.

چاکر همتووووونم ... کار من دیگه تموم شد حالا نوبت شماست نظر بدین...
فداتون ... بدروود...بسته دیگه من برم
.

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 1:31 توسط ♥مریم♥ |