|
زندگی ... تو چه بی رحمانه زیبایی ܓܨܓܨ
|
||||
|
|
||||
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 17:30 توسط ♥مریم♥
|

سلام دوستای خوبم
امروز می خوام راجع به یه موسسه به نام aptech براتون بنویسم . بدون کنکوره و فقط دیپلم می خواد ۳ سالش تو ایرانه یه سال اخرشو باید برید تو یه کشور (کانادا . استرالیا. آمریکا. و...)دیگه بخونید تا لیسانس بگیرید . منم دارم می رم اونجا مالتی مدیا بخونم . ۲ تا رشته داره آی تی و مالتی مدیا ( گرافیک کامپیوتری ). دوستانی که در اپتک در سراسر ایران مشغول به تحصیل هستند برای اتمام درس خود می توانند در دانشگاههای Southern Cross واقع در استرالیا و Institute Of Technology Australia -IOTA واقع در استرالیا و University Of Portsmouth. uk واقع در انگلستان ادامه تحصیل دهند سازمان اپتک یک شبکه بین المللی آموزشی در زمینه فناوری اطلاعات است که در 52 کشور جهان دارای بیش از 3500 مرکز می باشد. این شرکت همچنین با دارا بودن گواهینامه ایزو 9001 در زمینه پشتیبانی و خدمات آموزشی بیش از 3.5 میلیون دانشجو را در جهان از طریق سیستم آموزشی خود تعلیم داده است و در زمره یکی از بهترین موسسات آموزشی در زمینه فناوری اطلاعات قرار دارد.
1. Certificate in Information Systems Management
2. Certificate of Proficiency in Information Systems Management
3. APTECH Certified Computer Professional (in software stream or administration stream
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 14:42 توسط ♥مریم♥
|

آنروز که سوار کشتی سرنوشت خویش شدم تنها بودم
آنروز که سفر سرنوشت زندگیم را آغاز کردم تنها بودم
ابتدای سفرم از ساحل آرام بود فارغ از هر گونه تلاطمی
و امروز که در دریا غوطه ور هستم آرامم
کشتی من بادبان هاش باز بود و باوزش هر بادی
از ساحل نجات فاصله می گرفت
تا اینکه بعد از مدتی من بودم و دریا و دیگر هیچ
ساحل دریا با صفاست وقتی آفتاب نورش را می پاشه
ولی وسط دریا شب هاش آن هم در تنهایی خوفناک میشه
در تاریکی, تنها در وسط دریایی که هفته ها از خشکی دور هستی
آه چه فکر هایی که از ذهن خطور نمی کند
چه تخیلاتی که خود به خود در ذهن ساخته نمی شود
اولین چیزی که به یاد آدم میاد درد هاش , رنج هاش و بدبختی هاشه
در یکی از همین شب های تاریک که جز صدای ترس و وحشت صدایی نبود
صدای اعتراض من بلند شد از زمین و آسمون از خدا و از زندگی سخت بی حاصل.
با بغض, در تنهایی خودم گذشته تلخ خودم را مرور کردم
با صدای خیلی بلند که تمامی صداها در آن گم بود
که چرا ؟ آدم هم اینقدر می تونه بدبخت باشه
با خودم خلوت کرده بودم غافل از اینکه آسمون هم به حرف های من گوش می کنه
ناگهان اشک آسمون در اومد و نتونست جلو خودشو بگیره
قطرات اشک سیل اسا از آسمون سرازیر شد ودریا هم از شدت اشک ها متلاطم شد
دیگر همه جا آب بود , آسمون ,دریاوکشتی من پر از آب بود
و من در آب دریا غوطه می خوردم و چه دیدنی بود
تقلای من درون دریا که هیچ دستاویزی نداشتم
و چاره ای نداشتم جز تسلیم
و امروز که غرق شدم و در دریا غوطه ور هستم تنهام, تنهای تنها
پس ای مسافران دریا, آرامش جاودانه ام را بر هم نزنید و آرام گذر کنید
شاید کسی چون من در درون دریای عمیق و سرد تاریک
به تنهایی خفته باشه و به خوابی ابدی فرو رفته باشه.
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:16 توسط ♥مریم♥
|

بی سبب نگردد کسی یار کسی یار بسیار است تا گرم است بازار کسی دوستان را ياد کردن عار نيست . قيمت کاغذ که صد دينار نيست . بس ياد کن دوستان را . که بعد از مردن دوستي در کار نيست .
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:4 توسط ♥مریم♥
|
