تبليغاتX
★ஜ سکوت شبஜ ★

★ஜ سکوت شبஜ ★

زندگی ... تو چه بی رحمانه زیبایی ܓܨܓܨ

HOMEPAGE

E-MAIL

    می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.

   ستايش کردم گفتند خرافات است.

   عاشق شدم گفتند دروغ است.

   گريستم گفتند بهانه است.

   خنديدم گفتند ديوانه است ٬

   دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم !.....

         ( دکتر علی شریعتی)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:44 توسط ♥مریم♥ |

عید فطر مبارک

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت.
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!

خسته نباشن روزه دارا  خدا قوت

 امیدوارم تا رمضان دیگر سرشار از رحمت و برکت باشید.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 19:19 توسط ♥مریم♥ |

 اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن

               و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

                      و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!

                             در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است...

چه قدر راست گفته دکتر شریعتی  نه؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 3:21 توسط ♥مریم♥ |

حاتم را پرسيدند كه :« هرگز از خود كريمتر ديدي؟» گفت : بلي، روزي در خانه غلامي يتيم فرودآمدم و وي ده گوسفند داشت. في الحال يك گوسفند بكشت و بپخت وپيش من آورد. مرا قطعه اي از آن خوش آمد ، بخوردم . گفتم : « والله اين بسي خوش بود.» غلام بيرون رفت ويك يك گوسفند را مي كشت وآن موضع را (آن قسمت ) را مي پخت وپيش من مي آورد. و من ازاين موضوع آگاهي نداشتم.چون بيرون آمدم كه سوار شوم ديدم كه بيرون خانه خون بسيار ريخته است. پرسيدم كه اين چيست؟ گفتند : وي (غلام) همه گوسفندان خود را بكشت (سربريد) . وي را ملامت كردم كه : چرا چنين كردي؟ گفت : سبحان الله ترا چيزي خوش آيد كه من مالك آن باشم و در آن بخيلي كنم؟ پس حاتم را پرسيدندكه :« تو در مقابله آن چه دادي؟» گفت : « سيصد شتر سرخ موي و پانصد گوسفند.» گفتند : « پس تو كريمتر از او باشي! » گفت : « هيهات ! وي هرچه داشت داده است و من آز آن چه داشتم و از بسياري ؛ اندكي بيش ندادم.»

(( بهارستان جامي ))

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:0 توسط ♥مریم♥ |